معرفی کتاب: وقتی بیشتر مردم به جدول تناوبی فکر میکنند، یاد یک نمودار میافتند که در دیوار جلویی کلاس شیمی دبیرستانشان آویزان است، یک فضای نامتقارن از ستونها و ردیفها که بر شانه یکی از معلمان میافتد. این نمودار معمولاً بسیار بزرگ بود، حدود 180 سانتیمتر در 120 سانتیمتر، اندازهای که هم ترسناک و هم مناسب بود، با توجه به اهمیتش برای شیمی. این نمودار تنها قطعهای از اطلاعات علمی بود که برخلاف یادداشتهای درسی یا کتابهای درسی، شما را ترغیب میکردند در طول امتحانات به آن مراجعه کنید. البته، بخش زیادی از ناامیدیای که ممکن است از جدول تناوبی به یاد داشته باشید، میتواند به این واقعیت برگردد که، علیرغم در دسترس بودن آن، یک برگه تقلب غولپیکر و کاملاً مجاز، هنوز هم چندان مفید نبود.
از یکسو، جدول تناوبی به نظر منظم و پردازش شده میآمد، تقریباً مثل نقشه یک مهندسی آلمانی که برای حداکثر بهرهوری علمی طراحی شده باشد. از سوی دیگر، این یک هزارتوی طولانی از اعداد، اختصارات و چیزی شبیه به پیامهای خطای کامپیوتر به نظر میرسید، و خیلی سخت بود که احساس اضطراب نکنید؛ و گرچه واضح است که جدول تناوبی ارتباطی با دیگر علوم مانند زیستشناسی و فیزیک دارد، اما دقیقاً مشخص نبود که چه ارتباطی دارد؟ احتمالاً بزرگترین ناامیدی برای بسیاری از دانشآموزان این بود که کسانی که جدول تناوبی را درک میکردند، کسانی که میتوانستند واقعاً آن را تجزیه و تحلیل کنند، میتوانستند با چنین بیخیالی اطلاعات زیادی از آن استخراج کنند. این همان آزاری است که افراد کوررنگ باید زمانی که افراد دارای بینایی کامل اعداد هفت و نه را در داخل نمودارهای نقطهای رنگارنگ پیدا میکنند، احساس کنند. اطلاعات حیاتی اما پنهانی که هرگز کاملاً به وضوح نمیرسد. مردم این جدول را با ترکیبی از شیفتگی، محبت، ناتوانی و تنفر به یاد میآورند.
قبل از معرفی جدول تناوبی، هر معلم باید همه شلوغیها را کنار بگذارد و به دانشآموزان فقط اجازه دهد به آن نگاه کنند، خالی.
این چه شکلی است؟ شبیه به یک قلعه، با دیوار اصلی ناهماهنگ، انگار که معماران سلطنتی هنوز قسمت سمت چپ آن را تمام نکردهاند، و همچنین برجهای بلند و دفاعی در هر دو طرف. این جدول هجده ستون دندانهدار و هفت ردیف افقی دارد، با یک «فرودگاه» از دو ردیف اضافی که پایینتر از آن آویزان است. قلعه از «آجرها» ساخته شده است و اولین نکته غیرقابل مشاهده این است که آجرها قابل تعویض نیستند. هر آجر یک عنصر است، یا نوعی ماده (در حال حاضر، 118 عنصر وجود دارد) و اگر هر یک از این آجرها دقیقاً در جای خود نباشد، کل قلعه فرو میریزد. این اغراق نیست: اگر دانشمندان تشخیص دهند که یک عنصر بهطور معجزهآسا باید در یک جای دیگر قرار گیرد یا دو عنصر میتوانند تعویض شوند، کل ساختمان فرو خواهد ریخت.
یک ویژگی معماری دیگری که جالب است این است که قلعه از مواد مختلف در مناطق مختلف ساخته شده است؛ به عبارت دیگر، همه آجرها از یک ماده ساخته نشدهاند، و ویژگیهای مشابهی ندارند. بیش از 80 درصد از آجرها فلز هستند، که به این معناست که بیشتر عناصر در دمای معمولی، جامدات سرد و خاکستری هستند. چند ستون در سمت شرقی گازها را شامل میشوند. تنها دو عنصر، جیوه و برم، در دمای اتاق مایع هستند. بین فلزات و گازها، جایی که ایالت کنتاکی روی نقشه ایالات متحده قرار دارد، برخی از عناصر تعریفناپذیر وجود دارند که طبیعت بیقاعدهشان ویژگیهای جالبی به آنها میدهد، مانند توانایی ساخت اسیدهایی که میلیاردها بار قویتر از هر چیزی در یک اتاق مواد شیمیایی هستند. در کل، اگر هر آجر از مادهای که نمایندگی میکند ساخته میشد، قلعهی عناصر به یک هیولا با افزودنیها و بالکنهایی از دورههای مختلف تبدیل میشد، یا بهطور خیرخواهانهتر، یک ساختمان از طراحی دانیل لیب اسکیند که به نظر میرسد مواد ناسازگار بهطور جالبی به هم پیوستهاند.
دلیل اینکه باید روی نقشههای دیوارهای قلعه متمرکز شویم این است که مختصات هر عنصر تقریباً هر چیز جالب علمی در مورد آن را تعیین میکند. برای هر عنصر، جغرافیای آن، سرنوشت آن است. در واقع، حالا که شما یک تصویر کلی جدول تناوبی دارید، میتوانم به یک استعاره مفیدتر تغییر مسیر دهم: جدول تناوبی بهعنوان یک نقشه؛ و برای جزئیات بیشتر، میخواهم این نقشه را از شرق به غرب رسم کنم و هم روی عناصر شناخته شده و هم به گوشههای دورافتاده آن متمرکز شوم…
کلیدواژهها: داستانهای واقعی تاریخ جهان از جدول تناوبی عناصر، عنصرهای شیمیایی،
نقد و بررسیها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.