همه ما روزهایی داریم که حالوهوایمان با روزهای دیگر فرق میکند. یک روز دلمان میخواهد بخندیم و چند ساعت از دغدغههای روزمره فاصله بگیریم. روز دیگری شاید به دنبال داستانی عمیق باشیم که ذهنمان را درگیر کند. گاهی هم آنقدر خستهایم که فقط یک کتاب آرام و ساده میخواهیم؛ کتابی که بدون نیاز به تمرکز زیاد، همراه خوبی برایمان باشد.
در چنین شرایطی، انتخاب کتاب فقط به علاقه ما به یک نویسنده یا ژانر خاص بستگی ندارد. حال روحی، میزان انرژی، زمان آزاد و حتی شرایطی که در آن کتاب میخوانیم میتواند روی انتخاب ما تأثیر بگذارد.
اما چگونه میتوانیم برای هر حالوهوایی کتاب مناسب خودمان را پیدا کنیم؟
کتاب مناسب همیشه یک کتاب ثابت نیست
یکی از اشتباهات رایج این است که فکر کنیم هر خواننده باید یک ژانر مشخص داشته باشد و همیشه همان نوع کتابها را بخواند.
ممکن است فردی عاشق رمانهای جنایی باشد، اما وقتی خسته است، ترجیح دهد یک داستان کوتاه و آرام بخواند. یا کسی که معمولاً کتابهای فلسفی میخواند، گاهی دلش بخواهد سراغ یک رمان طنز برود.
سلیقه کتابخوانی میتواند با شرایط ما تغییر کند. بنابراین به جای اینکه همیشه بپرسیم «من چه نوع کتابی دوست دارم؟»، گاهی بهتر است بپرسیم:
«من امروز به چه نوع کتابی نیاز دارم؟»
همین تغییر کوچک در سؤال میتواند انتخاب کتاب را بسیار سادهتر کند.
وقتی خستهایم، چه کتابی بخوانیم؟
بعد از یک روز شلوغ، ذهن معمولاً انرژی زیادی برای دنبال کردن داستانهای پیچیده یا مفاهیم سنگین ندارد. در چنین شرایطی، کتابی با فصلهای کوتاه، زبان روان و داستانی ساده میتواند انتخاب مناسبی باشد.
داستانهای کوتاه، طنز، خاطرات خواندنی یا رمانهایی با روایت ساده میتوانند گزینههای خوبی باشند.
البته این قانون برای همه یکسان نیست. بعضی افراد دقیقاً در زمان خستگی به کتابهای عمیق پناه میبرند، چون مطالعه به آنها کمک میکند از فضای روزمره فاصله بگیرند.
پس مهم این است که ببینید ذهن شما هنگام خستگی چه چیزی میخواهد: آرامش یا درگیری ذهنی؟
وقتی غمگین هستیم
وقتی حالمان خوب نیست، انتخاب کتاب اهمیت بیشتری پیدا میکند. در این شرایط، بعضی افراد ترجیح میدهند کتابی آرام و امیدبخش بخوانند و بعضی دیگر دوست دارند داستانی پیدا کنند که احساساتشان را به رسمیت بشناسد.
کتابهای طنز و امیدبخش میتوانند برای برخی افراد حالوهوای متفاوتی ایجاد کنند. داستانهایی که درباره دوستی، تغییر، زندگی و دوباره شروع کردن هستند نیز ممکن است برای بعضی خوانندگان جذاب باشند.
اما هیچ نسخه یکسانی برای همه وجود ندارد. گاهی حتی خواندن داستانی غمگین به ما اجازه میدهد احساسات خودمان را بهتر درک کنیم.
مهم این است که بدانیم هدف از انتخاب کتاب در این لحظه چیست: میخواهیم حواسمان پرت شود یا میخواهیم احساسمان را بهتر بفهمیم؟
وقتی حوصله هیچ چیز را نداریم
گاهی حتی حوصله خواندن هم نداریم. در چنین روزهایی، انتخاب یک کتاب سنگین و طولانی ممکن است باعث شود خیلی زود مطالعه را رها کنیم.
در این شرایط بهتر است با چیزی کوچک شروع کنیم. یک داستان کوتاه، مجموعهای از جستارهای کوتاه، شعر یا حتی چند صفحه از کتابی که قبلاً دوست داشتهایم میتواند شروع مناسبی باشد.
قرار نیست همیشه ساعتها مطالعه کنیم. گاهی خواندن تنها چند صفحه کافی است تا دوباره به کتاب علاقهمند شویم.
وقتی هیجان میخواهیم
اگر احساس میکنید به یک تجربه پرهیجان نیاز دارید، ژانرهایی مانند جنایی، معمایی، ماجراجویی، تریلر و برخی آثار علمیتخیلی میتوانند انتخابهای جذابی باشند.
در این نوع کتابها، معمولاً وجود یک معما، خطر، تعقیبوگریز یا اتفاق غیرمنتظره باعث میشود خواننده بخواهد سریعتر به فصل بعد برسد.
اگر مدتی است هیچ کتابی نتوانسته شما را به ادامه دادن ترغیب کند، شاید یک داستان پرکشش بتواند دوباره اشتیاق مطالعه را در شما ایجاد کند.
وقتی دنبال آرامش هستیم
گاهی هدف ما از کتاب خواندن، یادگیری یا هیجان نیست؛ فقط میخواهیم چند دقیقه آرام باشیم.
در این مواقع میتوان سراغ کتابهایی با روایت آرام، نثر دلنشین، شعر، خاطرات، جستارهای ادبی یا داستانهایی با فضای صمیمی رفت.
حتی انتخاب کتابی که قبلاً خواندهاید میتواند مناسب باشد. خواندن دوباره یک اثر آشنا این مزیت را دارد که نیازی نیست برای فهمیدن داستان انرژی زیادی صرف کنید.
وقتی کنجکاویم و میخواهیم چیز جدیدی یاد بگیریم
گاهی یک سؤال در ذهنمان شکل میگیرد و دوست داریم پاسخ آن را پیدا کنیم. این یکی از بهترین زمانها برای سراغ گرفتن از کتابهای غیرداستانی است.
اگر به یک موضوع خاص علاقهمند شدهاید، میتوانید سراغ کتابهای مقدماتی، زندگینامهها، تاریخ، علم، هنر، اقتصاد یا موضوعات تخصصی بروید.
لازم نیست از همان ابتدا کتابی بسیار تخصصی انتخاب کنید. اگر درباره موضوعی اطلاعات کمی دارید، بهتر است ابتدا با کتابی مقدماتی شروع کنید و بعد سراغ منابع عمیقتر بروید.
وقتی عاشق شدهایم یا دلمان داستان عاشقانه میخواهد
حالوهوای عاطفی نیز میتواند روی انتخاب کتاب تأثیر بگذارد. گاهی خواننده دلش میخواهد در یک داستان عاشقانه غرق شود و روابط میان شخصیتها را دنبال کند.
در چنین شرایطی، رمانهای عاشقانه یا داستانهایی که روابط انسانی در مرکز آنها قرار دارد میتوانند انتخاب مناسبی باشند.
البته داستانهای عاشقانه فقط درباره روابط عاطفی نیستند. بسیاری از آنها درباره انتخاب، جدایی، خانواده، رشد شخصی و تغییر انسانها نیز صحبت میکنند.
وقتی میخواهیم بخندیم
گاهی بهترین انتخاب، کتابی است که بتواند لبخند روی صورت ما بیاورد.
داستانهای طنز، خاطرات بامزه، مجموعه نوشتههای طنز یا رمانهایی با شخصیتهای شوخطبع میتوانند برای چنین روزهایی مناسب باشند.
کتاب طنز فقط برای سرگرمی نیست. گاهی نگاه طنزآمیز به مسائل روزمره باعث میشود موضوعات معمولی را از زاویهای متفاوت ببینیم.
وقتی میخواهیم فکر کنیم
برخی روزها دلمان میخواهد کتابی بخوانیم که بعد از بستن آن، همچنان در ذهنمان ادامه پیدا کند.
در چنین مواقعی میتوان سراغ آثار فلسفی، ادبی، روانشناختی یا داستانهایی با موضوعات اخلاقی و انسانی رفت.
رمانهایی که پرسشهای مهمی درباره انتخاب، آزادی، تنهایی، هویت یا روابط انسانی مطرح میکنند، میتوانند ذهن خواننده را مدتها درگیر کنند.
این نوع کتابها شاید همیشه آسانخوان نباشند، اما اگر ذهن شما آماده باشد، میتوانند تجربهای متفاوت ایجاد کنند.
وقتی انگیزه میخواهیم
گاهی احساس میکنیم در زندگی به یک تلنگر یا نگاه تازه نیاز داریم. در این مواقع، زندگینامهها، خاطرات افراد، کتابهای مربوط به تجربههای واقعی و برخی آثار توسعه فردی میتوانند جالب باشند.
با این حال، بهتر است در انتخاب چنین کتابهایی واقعبین باشیم. هیچ کتابی قرار نیست یکشبه زندگی ما را تغییر دهد. ارزش این آثار بیشتر در ایدهها، تجربهها و زاویه دیدهایی است که در اختیار ما قرار میدهند.
وقتی وقت کمی داریم
اگر فقط چند دقیقه در روز فرصت مطالعه دارید، بهتر است کتاب را بر اساس شرایط زمانی خود انتخاب کنید.
کتابهای داستان کوتاه، مجموعه مقالات کوتاه یا آثاری که فصلهای مستقل و کمحجم دارند، برای زمانهای محدود مناسبترند.
البته یک رمان طولانی هم میتواند با روزی چند صفحه خوانده شود. مهم این است که کتاب با برنامه واقعی زندگی شما هماهنگ باشد، نه اینکه شما مجبور شوید برنامه زندگیتان را کاملاً با کتاب تطبیق دهید.
وقتی نمیدانیم دقیقاً چه میخواهیم
این شاید سختترین حالت باشد: کتاب میخواهیم، اما نمیدانیم چه کتابی.
در چنین شرایطی، به جای جستوجوی بیپایان در فهرست کتابها، از انتخابهای قبلی خود کمک بگیرید.
به سه یا چهار کتابی فکر کنید که قبلاً دوست داشتهاید. چه ویژگی مشترکی داشتند؟ شخصیتهای جذاب؟ داستان سریع؟ زبان ساده؟ فضای تاریخی؟ طنز؟ معما؟
پیدا کردن این الگو میتواند شما را به کتابهای مشابه هدایت کند.
روش دیگر این است که کاملاً تصادفی انتخاب کنید. گاهی کنار گذاشتن وسواس انتخاب بهترین کتاب، باعث میشود با اثری روبهرو شوید که انتظارش را نداشتهاید.
یک «قفسه اضطراری» برای روزهای مختلف بسازید
یکی از راههای کاربردی برای جلوگیری از سردرگمی این است که همیشه چند کتاب با حالوهوای متفاوت در فهرست مطالعه خود داشته باشید.
برای مثال:
- یک کتاب برای روزهای پرانرژی
- یک رمان آرام برای شبها
- یک کتاب طنز برای زمانی که نیاز به سرگرمی دارید
- یک کتاب آموزشی برای زمانهایی که میخواهید چیزی یاد بگیرید
- یک مجموعه داستان کوتاه برای روزهای کمحوصله
- یک کتاب عمیق برای زمانی که دلتان میخواهد فکر کنید
با این روش، لازم نیست هر بار از صفر تصمیم بگیرید چه بخوانید.
به خودتان اجازه تغییر کتاب بدهید
گاهی کتابی را با توجه به حالوهوای خود انتخاب میکنیم، اما بعد از چند فصل متوجه میشویم که انتخاب مناسبی نبوده است.
اشکالی ندارد.
کتابخوانی نباید تبدیل به تعهدی اجباری شود. اگر کتابی با شرایط فعلی شما سازگار نیست، میتوانید آن را موقتاً کنار بگذارید و بعداً دوباره سراغش بروید.
ممکن است همان کتاب چند ماه بعد، در شرایط متفاوت، برایتان بسیار جذابتر باشد.
یک فرمول ساده برای انتخاب کتاب
اگر هنوز نمیدانید چه کتابی مناسب حال امروزتان است، این چهار سؤال را از خودتان بپرسید:
۱. الان چه احساسی دارم؟
خسته، شاد، غمگین، کنجکاو، بیحوصله یا هیجانزده؟
۲. از کتاب چه میخواهم؟
سرگرمی، آرامش، یادگیری، فرار از روزمرگی یا درگیری ذهنی؟
۳. چقدر انرژی و زمان دارم؟
ده دقیقه فرصت دارم یا میتوانم چند ساعت مطالعه کنم؟
۴. چه ژانری با این شرایط هماهنگ است؟
رمان، داستان کوتاه، طنز، جنایی، زندگینامه، علمی، فلسفی یا ژانری دیگر؟
پاسخ همین چهار سؤال معمولاً گزینههای زیادی را از فهرست شما حذف میکند و انتخاب را آسانتر میسازد.
سخن پایانی
کتاب مناسب همیشه همان کتابی نیست که دیگران بهترین کتاب میدانند. گاهی بهترین انتخاب برای ما، کتابی است که دقیقاً با حال و هوای همان روزمان هماهنگ باشد.
وقتی خستهایم، شاید یک داستان ساده و آرام بخواهیم. وقتی هیجان میخواهیم، یک رمان معمایی میتواند مناسب باشد. وقتی کنجکاویم، یک کتاب غیرداستانی میتواند پاسخ سؤالهایمان را بدهد و وقتی نیاز داریم کمی از دنیای روزمره فاصله بگیریم، شاید یک داستان خوب بهترین همراه باشد.
پس دفعه بعد که مقابل قفسه کتابها ایستادید و نمیدانستید چه بخوانید، به جای اینکه فقط بپرسید «کدام کتاب بهتر است؟»، یک سؤال دیگر هم مطرح کنید:
«کدام کتاب برای من، همین حالا، مناسبتر است؟»
گاهی پیدا کردن کتاب خوب، بیشتر از آنکه به شناختن همه کتابها نیاز داشته باشد، به شناختن حال خودمان نیاز دارد.