معرفی کتاب: عصری که در آن زندگی میکنیم، با زمانهای گذشته تفاوت بسیاری دارد. پدیدههای جدید و پیچیده آنچنان زیاد شدهاند که دانش، توانایی و امکانات را اجتنابناپذیر میکند. در عصر اطلاعات، فناوری اطلاعات به وجود آمد تا ارتباط میان انسانها را در همه سطوح، از نظر سرعت، دقت و امنیت بهبود بخشد. البته این دانشها و مهارتها باید قادر باشند امنیت روانی و احساس زیباپسندی را در مواجهه با مشکلات زندگی تضمین کنند.
در استفاده از امکانات، در راه مقابله منطقی و فراگیر با مسائل دنیای جدید، بهویژه نگرشهای کودکان، باید از اصول بهداشت روانی استفاده کنیم؛ چرا که کودکان ما نیازمند فضایی شاد برای شاداب زیستن هستند. در شرایطی که بیشتر خانهها در مناطق شهری به آپارتمانهای کوچک، تاریک و به دور از فضاهای آزاد بازی حرکتی برای کودکان تبدیل شده، حداقل کاری که میتوانیم در تأمین بهداشت جسمی و روحی آنان داشته باشیم، ایجاد فضای مفرح و شادیبخش در محیط مدرسه است. دانشآموزان چندین ساعت از روز خود را در مدرسه میگذرانند و اگر فضاسازی مناسبی در مدارس انجام شود، قطعاً به شاد زیستن و رشد مهارتهای فردی و اجتماعی فرزندان خود کمک بسیار مهمی خواهیم کرد.
تعداد افراد تحصیلکرده در کشور ما بسیار زیاد است، اما سؤال این است که آیا تعداد افرادی که شادمانند، احساس خوشبختی دارند و از زندگی لذت میبرند نیز زیاد است؟! اگر برخی از مردم کشور ما ناشادند، چگونه میتوان این وضعیت را تغییر داد؟ ناشادی از زمان کودکی رقم میخورد؛ زیرا متأسفانه والدین کودک تمام تلاش خود را برای موفقیتهای تحصیلی فرزندشان صرف میکنند و به شادمانی و روحیه کودکانه آنها توجه چندانی نشان نمیدهند. چهبسا والدینی که از صبح تا شب مشغول کار و تلاش برای تأمین هزینههای جاری زندگی هستند و زمانی که خسته و نالان به منزل میرسند، هیچ فرصتی برای همراهی با کودک خود ندارند. غافل از اینکه تمام دوندگیها وسیله و ابزاری برای رسیدن به شادمانی ما در زندگی هستند. به نظر میرسد فردی با درجه تحصیلی دیپلم و حتی با درآمد کم، اگر لحظه لحظه زندگیاش را – این فقط یکبار زندگی در کره خاکی را – در کنار عزیزانش به شادمانی جشن بگیرد و هر لحظه آن را در آغوش خوشبختی از وجود عزیزانش باشد، بهتر است تا اینکه پروفسور تحصیلکرده با درجه تحصیلی عالی و درآمد بسیار بالا، اما افسرده و بدخلق باشد و زندگی را بر خودش و دیگران تلخ کند.
متأسفانه با وجود بیماری کووید ۱۹ و دور شدن از کلاسهای حضوری و فضای شاد و بانشاط مدرسه، همچنین بازیهای کودکانه و روابط اجتماعی کودکان در کنار یکدیگر، این مهم در برههای از زمان بسیار دشوار شد. از طرفی حضور کودکان در کنار یکدیگر ممکن بود از نظر جسمی و سلامتی آسیبزا باشد که مسئولین وزارت آموزش و پرورش حضوری بودن کلاسهای درس را منع کردند و از طرف دیگر توجه به روحیه دانشآموزان و ارتباطهای اجتماعی کودکان مورد اهمیت بود که با وجود شرایط خاص در معرض خطر جدی قرار داشت.
در کتاب پیش رو، مشکل عدم علاقه به مدرسه مربوط به دانشآموزی مورد بررسی قرار گرفته است که در سال تحصیلی 1399 در شرایط تعطیلی مدارس و کلاسهای مجازی، در پایه اول ترک تحصیل کرده بود. با بررسی دلایل و علائم مدرسهگریزی در دانشآموز، متوجه شدم که بیعلاقگی او به مدرسه ناشی از برخی مشکلات در خانواده، عدم جذابیت کلاسهای درس مجازی، تکالیف نوشتاری زیاد و خستهکننده، عدم وجود برنامههای شاد کلاسی در مدرسه و فضای مجازی، همچنین طولانی بودن زمان کلاسهای درس مجازی میباشد.
راهحلهایی جهت حل و درمان این بیعلاقگی ارائه کردم که با بهکار بستن این راهحلها، تأثیر فراوانی در جذب دانشآموز به کلاس و مدرسه رؤیت نمودم و متوجه شدم که کارهای صورت گرفته توانسته است تا حدود زیادی از بیعلاقگی دانشآموز به درس و مدرسه بکاهد؛ بهطوری که خود دانشآموز، خانواده و همکاران در مدرسه از همکاری و شادابی دانشآموز در مدرسه ابراز خوشحالی و رضایت کردند.
کلیدواژهها: شناخت و تشخیص مشکلات دانشآموز، توصیف وضعیت حال دانشآموز و فعالیتهای من، خسارتهای ناشی از افت تحصیلی دانشآموز، الگوی شش پرسش استرینگر، اجرای راهحلهای پیشنهادی جهت رفع مشکل دانشآموز، اجرای راهحلهای انتخابی و نظارت بر آنها، ایجاد جذابیت در کلاس و روشهای تدریس، سرگرم شدن دانشآموز با موضوع درس زمان تدریس، ایجاد علاقه برای انجام تکالیف، آموزش والدین جهت آشنایی با نحوه صحیح کار با فرزندشان، مدیریت زمان کلاس توسط معلم، استفاده از وسایل کمک آموزشی و تولید محتوا، روشهای خلاق ارزشیابی، بازنگری فرآیند اجرای راهحلها، رویکردی جامع به تربیت (از مدرسه تا سند تحول بنیادین)، سند تحول بنیادین؛ چراغ راه نظام آموزشی، ساحتهای ششگانه و نقش آنها در تربیت دانشآموز
نقد و بررسیها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.