نفس بابام

اشتراک گذاری:

نفس بابام

عنوان کتاب:

نفس بابام

نویسنده: جلال طحان
ناشر: کتیبه نوین
قطع کتاب: رقعی
شابک: 978-622-307-573-5
تعداد صفحه: 16

قیمت محصول:​

معرفی کتاب: بازهم مثل همیشه تا دیدم بابام با کوله‌پشتی و سلاح شکاریش از سر کوچه پیداش شد دست از بازی با بچه‌های همسایه که هم‌سن و سال خودم حدود ده الی دوازده ساله بودن کشیدم و به طرفش دویدم.

بابام یه کفش کوهنوردی قهوه‌ای رنگ و لباس سرهم رنگ شکاری و یک کلاه لبه‌دار واسه رفتن به کوه و شکار می‌پوشید. قدی نسبتاً متوسط و چهره‌ای آفتاب‌زده و گیرایی داشت. تو همین فاصله کم که می‌خواستم بهش برسم پیش خودم خدا خدا می‌کردم که اگر ازش پرسیدم: بابا امروز چی زدی نگه بابا نفس (فقط نفس زدم). البته این حرف اگرچه با شوخی و تبسم می‌گفت ولی نشان از دست خالی برگشتن از شکار می‌داد و منم دچار یأس می‌شدم. اما در هر حال تا در منزل بدرقه‌اش کردم و نزد دوستانم برگشتم. آبادی ما با کوه‌های زیبایی احاطه شده بود و بخاطر وجود زمین‌ها و کوه‌های حاصلخیز با اندک بارانی سرسبز می‌شد و خاک اطراف دهکده مستعد روئیدن گیاهان گوناگونی بود…

کلیدواژه‌ها: داستان کودکان، شکارچیان، شکار، پدران و پسران

نقد و بررسی‌ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “نفس بابام”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

محصولات پیشنهادی