معرفی کتاب: نه سرمایه؛ نه استراتژی؛ نه فناوری؛ این کار تیمی است که همچنان بهدلیل قدرت فراوان و کمیاب بودنش، برترین مزیت رقابتی باقی میماند.
دوستی دارم که بنیانگذار شرکتی است که درآمد سالانهاش به یک میلیارد دلار رسید. او یکبار قدرت کار تیمی را اینطور بیان کرد: «اگر بتوانید همه آدمهای یک سازمان را هدایت کنید در یک مسیر پارو بزنند، میتوانید در هر زمانی، هر صنعتی، هر بازاری، و در برابر هر رقیبی و پیروز شوید.»
هر وقت این جمله را برای گروهی از مدیران تکرار میکنم، بلافاصله سرشان را تأییدآمیز، اما با درماندگی، تکان میدهند؛ انگار هم حقیقت آن را درک میکنند و هم در برابر ناممکن بودن تحققش تسلیم میشوند و همینجاست که فقدان کار تیمی خود را نشان میدهد. با وجود تمام توجهی که در سالهای گذشته از سوی پژوهشگران، مربیان، معلمان و رسانهها به آن شده، کار تیمی در بیشتر سازمانها همچنان کمتر از حد انتظار تحقق مییابد.
واقعیت این است که تیمها، چون از انسانهای ناقص ساخته شدهاند، ذاتاً مستعد ناکارآمدیاند. اما آیا این یعنی کار تیمی محکوم به شکست است؟ بههیچوجه. برعکس، ساختن یک تیم قوی هم بهطرز قابلتوجهی ممکن است و هم ساده؛ اما بهشکلی دردناک دشوار است.
درست است! کار تیمی، مانند بسیاری از جنبههای دیگر زندگی، در نهایت به تسلط بر مجموعهای از رفتارها برمیگردد که به شکل نظری سادهاند، اما اجرای روزمرهشان فوقالعاده دشوار است. موفقیت نصیب گروههایی میشود که بتوانند بر آن تمایلات بسیار انسانی غلبه کنند؛ تمایلاتی که تیمها را به فساد و سیاستبازی میکشانند.
به نظر میرسد این اصول فقط به کار تیمی محدود نیستند. در واقع، من کاملاً تصادفی و در جریان جستوجو برای نظریهای درباره رهبری به آنها رسیدم.
چند سال پیش نخستین کتابم، «پنج وسوسه مدیرعامل»، را درباره دامهای رفتاری که رهبران را گرفتار میکند، نوشتم. در جریان کار با مراجعانم متوجه شدم بعضی از آنها از نظریههای من بهنوعی «سوءاستفاده» میکنند تا عملکرد تیم رهبری خود را ارزیابی و بهبود بخشند؛ و موفق هم بودند!
روشن شد که آن پنج وسوسه، نه فقط درباره رهبران فردی، بلکه با اندکی تغییر درباره گروهها نیز صادقاند. افزون بر شرکتها، روحانیون، مربیان، معلمان و دیگران هم دریافتند که این اصول در دنیای آنها بهاندازه اتاق هیئتمدیره یک شرکت چندملیتی کاربرد دارد. و اینگونه بود که این کتاب شکل گرفت.
مانند دیگر کتابهایم، «پنج ناکارآمدی تیم» با داستانی آغاز میشود که در بستر سازمانی واقعی با نامی ساختگی روایت شده است. دریافتهام که این روش به خوانندگان امکان یادگیری مؤثرتری میدهد؛ زیرا هم در داستان غرق میشوند و هم با شخصیتها ارتباط برقرار میکنند. همچنین کمک میکند ببینند چگونه میتوان این اصول را در محیطی واقعی و غیرنظری به کار برد؛ جایی که سرعت کار و حجم زیاد حواسپرتیهای روزمره، حتی سادهترین کارها را دشوار میکند.
برای اینکه بتوانید مطالب این کتاب را در سازمان خودتان به کار بگیرید، پس از داستان، بخش کوتاهی آمده که پنج ناکارآمدی را با جزئیات بیشتر توضیح میدهد. در آن بخش، ارزیابی تیم و ابزارهای پیشنهادی برای غلبه بر مسائلی که ممکن است تیم شما را گرفتار کرده باشند نیز گنجانده شده است.
در پایان، هرچند این کتاب بر اساس کار من با مدیرعاملها و تیمهای اجرایی آنها نوشته شده است، نظریههای آن برای هر کسی که به کار تیمی علاقه دارد کاربرد دارد؛ چه رهبر واحدی کوچک در یک شرکت باشد و چه صرفاً عضوی از تیمی که میتواند بهتر از وضع فعلی عمل کند. در هر صورت، صمیمانه امیدوارم این کتاب به تیم شما کمک کند بر ناکارآمدیهای خود غلبه کند و به چیزی فراتر از آنچه افراد بهتنهایی میتوانند تصور کنند دست یابد؛ زیرا در نهایت، قدرت حقیقی کار تیمی همین است.
کلیدواژهها: حکایت، عملکرد ضعیف، کار دشوار، کشش، مدل، ارزیابی تیم، درک و غلبه بر پنج نارسایی، ادای احترام ویژه به کار تیمی
نقد و بررسیها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.