معرفی کتاب: در دل جنگلی سرسبز، کاپیبارای مهربانی زندگی میکرد که خلقوخویی آرام داشت. او گیاهخوار بود و برگ درختان غذای اصلیاش را تشکیل میداد و هر بار سه یا چهار بچه به دنیا میآورد.
یک روز آفتابی، آدرین برای گشتوگذار به جنگل رفت. همین که به لب برکه رسید، نگاهش به کاپیبارا افتاد که داشت آبتنی میکرد.
آدرین با خوشرویی سلام کرد و خودش را معرفی نمود. کاپیبارا که به بچههایش فکر میکرد، پاسخ داد و نامش را گفت. سپس کاپی بارا از برکه در آمد و مشغول خوردن برگی شد که آدرین به او داد. آدرین تا حالا یک برگچه خوار را از نزدیک ندیده بود. آدرین عاشق گاندو بود و دوست داشت از نزدیک او را ببیند…
کلیدواژهها: رفتارشناسی جانوران، دوستی، انسان و حیوان، حیوانهای جنگلی، برگچهخوار، داستان
نقد و بررسیها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.