هفت رنگِ هگمتانه (تاریخ ایران باستان)

اشتراک گذاری:

هفت رنگِ هگمتانه (تاریخ ایران باستان)

عنوان کتاب:

هفت رنگِ هگمتانه (تاریخ ایران باستان)

نویسنده: الناز فیوجی نوبندگانی
ناشر: کتیبه نوین
قطع کتاب: خشتی کوچک
شابک: 978-622-307-674-9
تعداد صفحه: 24

قیمت محصول:​

معرفی کتاب: در میان غبارِ قرون و در پسِ پرده‌ی ستبرِ تاریخ کهن ایران‌زمین، نام «دیاکو» همچون ستاره‌ای نوظهور بر تارکِ تمدنِ ماد می‌درخشد. او که در متونِ کهن از وی به‌عنوان نخستین بنیان‌گذارِ پادشاهی ماد یاد شده است، نه تنها یک فرمانروا، بلکه معمارِ نظمی نوین در میان قبایل پراکنده‌ی این سرزمین بود.

دیاکو مرد کشاورزی بود که در جنوب دریاچه ارومیه مشغول کشاورزی بود. او، مردی با دستان پینه‌بسته و صورتی که خطوطش حکایت از سال‌ها هم‌نشینی با آفتاب تند و بادهای کویری داشت، در دشت‌های حاصلخیز جنوب دریاچه ارومیه زندگی می‌کرد. برای او، کشاورزی تنها یک شغل نبود؛ پیوندی عمیق و کهن با زمین بود که از پدرانش به ارث برده بود.

در آن روزهای سخت که خشکسالی، هر قطره آب را به گوهری نایاب تبدیل کرده بود، تنش و اضطراب در میان کشاورزان منطقه به اوج رسیده بود. وقتی خورشید با بی‌رحمی بر سر شالیزارها و تاکستان‌های تشنه می‌تابید، اعصاب‌ها خرد می‌شد و سرِ نوبت آبیاری، صدای فریادها جای صدای پرندگان را در میان مزارع می‌گرفت.

در این میان، دیاکو نقشی فراتر از یک کشاورز ساده پیدا کرده بود؛ او ریش‌سفیدِ دشت شده بود. وقتی کشاورزان بر سر آب و زمین دعوا داشتند، دیاکو بین آن‌ها داوری می‌کرد.

گویی دیاکو در شهری می‌زیست که دیوارهایش از شیشه بود و هر زمزمه‌ای از مردمان، همچون خنجری بر این دیواره‌های شفاف می‌نشست. او از بندِ قضاوت‌هایِ نامرئی که چون زنجیری از غبار، بر دست و پایِ اراده‌اش پیچیده بود، به ستوه آمده بود. دیاکو دریافته بود که برایِ رستگاری، باید از آن شهرِ شیشه‌ای بگریزد؛ شهری که در آن، حقیقتِ پنهانِ انسان، فدایِ تصویری می‌شد که دیگران در آینه‌ی ذهنِ خویش از او ساخته بودند.

مردم در حالی که آینه‌یِ قضاوت‌هایِ خویش را در برابرِ او شکسته بودند، دیاکو را به میانِ خود خواندند. در آن میدانِ بزرگ، گویی نیرویی فراتر از خواستِ انسان، او را به صدرِ مجلس هدایت کرد. با اعلامِ پادشاهی‌اش، شکوهی وصف‌ناپذیر بر سیمایِ خسته‌ی او نشست.

«دیاکو، با الهام از قدرت مادها، هگمتانه را بنا نهاد و آن را پایتخت باشکوه خود ساخت؛ شهری با دژی هفت‌لایه و رنگارنگ که گویی حصاری میان زمین و آسمان بود. او در طول ۵۳ سال فرمانروایی، با درایت خویش، طوایف پراکنده‌ی آریایی را به اتحادی جاودانه فراخواند و نخستین سنگ‌بنای یک تمدن متحد را استوار ساخت.»

کلیدواژه‌ها: تاریخ ایران باستان، داستان‌های تاریخی، داستان کودکان

نقد و بررسی‌ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “هفت رنگِ هگمتانه (تاریخ ایران باستان)”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

محصولات پیشنهادی