معرفی کتاب: روزگاری، شیرشاهِ پیر با خانوادهی بزرگش در جنگلهای ایران زندگی میکرد. نوهها و بچهها شاد بودند و شیرشاه از دیدن بازیشان لبخند میزد.
اما با زیاد شدن کشاورزی، درختان قطع شدند و لانهی شیرها خراب شد. خانوادهی شیرشاه مدام آواره میشدند و آرامش نداشتند.
در زمان ناصرالدین شاه، شاهزادهها مثل ظلالسلطان بیش از حد شکار میکردند. غذای شیرها (آهو و قوچ) کم شد و شیرها گرسنه ماندند و بعضی از آنها تلف شدند…
کلیدواژهها: شیرها، گونههای در حال انقراض، داستان
نقد و بررسیها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.