معرفی کتاب: بیشتر از صد سال پیش در جنگلهای ایران، خانواده بزرگ شیرها زندگی میکردند و تعداد زیادی توله شیر هر روز در جنگل مشغول بازی بودند. خانواده بزرگ شیرخان هم در یکی از همین جنگلها زندگی میکرد. بچهها و نوههای شیرخان خوشحال بودند و بازی میکردند و شیرخان چون میدید آنها خوشحالند لبخند به لب داشت.
تو جنگلایِ ایران
یه روزی بود فراوان
شیرهای خوب و پر زور
ماده و نر، جورواجور
وقتی که کشاورزی زیاد شد، آدمها درختان زیادی را قطع کردند و قسمتی از جنگلها از بین رفت و اینطوری بیشتر جاهایی که شیرها لانه داشتند خراب شد. خانواده شیرخان دیگر حالشان خوب نبود و مدام به اینطرف و آنطرف فرار میکردند.
با دستبرد آدما
جنگلا رفت رو هوا
با تراکتور و تیشه
رفتن تو خوابِ بیشه
کلیدواژهها: ناصرالدین قاجار، زیستگاه ( بومشناسی)، شیرها، شعر کودکان، داستان
نقد و بررسیها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.