معرفی کتاب: دلی کوچیکه خیلی تنها بود و دلش میخواست که یه حیوون خونگی داشته باشه برای همین پیش مامانش رفت که بهش بگه براش یه حیوون خونگی بخره.
دلی به مامانش گفت: مامان! میشه برام یه خرگوش بخری؟ اما مامانش گفت: نه، نمیشه چون خرگوش به یک حیاط بزرگ و باغچه نیاز داره که بتونه راحت جست و خیز کنه. دلی گفت: خب برای من یه پرنده بخرید اما مامان باز هم مخالفت کرد و گفت: جای پرنده توی قفس نیست و پرنده باید پرواز کنن. دلی با ناراحتی گفت: پس حیوون خونگی برای من چی میشه؟ مامانش گفت: ناراحت نباش! به زودی برات یه سورپرایز دارم…
کلیدواژهها: گونههای جانوری در معرض خطر انقراض جهان، حمایت حیوانها، داستان، حیوانهای دستآموز، همسترها، کودکان و حیوانها
نقد و بررسیها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.