معرفی کتاب: به نام کسی که ما را از کمارزشترین مایع آفرید، حاصل جفت شدن و پایینترین حس عاطفی و کمارزشترین عمل نسبت به بهترین کسی که قشنگترین حس زندگیمان است. حاصل عمل، نُه ماه بارداری عزیزترین و دوستداشتنیترین موجود، بهگونهای که جنین را در بین گوشت و خون توسط لولهای از مادر تغذیه میکند. در رحم مادر روح مقدس و پاکی به این جنین دمیده میشود. اکنون موجود میباشد و بعد از نُه ماه بارداری با دردآورترین درد از مادر زاییده میشود. این شروع تو است. زبانی نداری و تنها با آه، اِه، اوه صحبت میکنی که یا باد گلو داری یا نفخ شکم داری و یا گرسنه هستی. نم نمک از شیرهی جان فرشتهای به نام مادر تغذیه میکنی، استخوانهایت قرصتر میشود، غذایت سوخت و ساز میشود و حاصلش بین اعضای بدن تقسیم میشود. رشد میکنی بدون آنکه بدانی چه زحمتی در پس آن کشیده میشود و تو هرگز بیخوابیهای مادرت و خستگیهای پدرت را نمیتوانی جبران کنی. و حتی مهر خداوند را در هوایی که نفس میکشی نمیتوانی، آنگونه که باید شکرگزار باشی تا اینکه کلام را یاد گرفتی و از پایش تکرارهای پر غلط اطرافیان، زیبا سخن گفتن را فرا گرفتی. میبینم که راه افتادی و گودی پایت بهگونهای است که نه بهصورت تخت به روی زمین قرار گرفته است که نتوان تکانت داد و نه به لبههای پایت که با بادی تعادلت بهم بخورد. زانوهایت را میبینم که رو به عقب تا میخورد تا باز هم تعادلت حفظ شود و در هنگام دویدن یا راه رفتن زمین نخوری. دندانهایت، دندانهای جلوییات تیز است که بهواسطهی آن عمل گاز گرفتن را انجام دهی و دندانهای جانبیات پهن است تا برای جویدن و آسیاب کردن به تو کمک کند و دندان نیش بلندتر است تا تکیهگاه دندان جانبی و جلو باشد. بزاق دهانت که هنگام جویدن به کمکت میآید تا بتوانی غذا را قورت دهی تا خفه نشوی…
کلیدواژهها: بلوغ، ادبیات کودکان و نوجوانان، بلوغ (روانشناسی)
نقد و بررسیها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.