گرگ در لباس مدیر ارشد فناوری اطلاعات (CIO)

عنوان کتاب:

گرگ در لباس مدیر ارشد فناوری اطلاعات (CIO)

نویسنده: تینا نانّو
مترجم: سیدمصطفی رضوی
ناشر: کتیبه نوین
قطع کتاب: وزیری
شابک: ۹۷۸-۶۲۲-۳۰۷-۰۲۹-۷
تعداد صفحه: ۱۶۲
دسته:

توضیحات

معرفی کتاب: به‌ عنوان یک رهبر، فکر می‌کنید شکارگر هستید یا طعمه؟ گرگ هستید یا بره؟ به عبارت دیگر، کدام حیوان سبکِ مدیریت شما را بهتر توصیف می‌کند؟ آیا یک متحدِ مبارزه‌گر و حفاظت‌گر و رعب‌انگیز هستید؟ مهم‌تر اینکه دیدگاه و باورتان در قالبِ یک شخص و در قالبِ یک رهبر چیست؟ آیا مایل به جنگیدن برای باورهایتان هستید و می‌توانید از چیزهایی که باارزش می‌پندارید، حفاظت کنید؟ شاید طرح این پرسش‌ها برای مدیران ارشد فناوری اطلاعات فعلی، مدیران آتی و رهبران فناوری اطلاعاتی که این کتاب خطاب به آن‌هاست، غیرمعمول به نظر برسند. مدیران عامل و مدیران ارشد مالی و همکاران‌تان احتمالاً چنین سؤال‌هایی از شما نمی‌پرسند و درباره شما اینگونه فکر نمی‌کنند. آن‌ها احتمالاً شما را یک ارائه‌دهندۀ خدمت تلقی می‌کنند؛ و غالباً از ارائه‌دهندگان خدمت انتظار دارند کاری را انجام دهند و در وقتی انجام دهند که به آن‌ها گفته می‌شود، فارغ از اینکه درخواستشان چه مقدار غیرمنطقی و چرند باشد. بسیاری از مدیران عامل و هیئت‌های مدیره، نقش تحول‌آفرین فناوری را تصدیق می‌کنند. آن‌ها قدرت آن را در تغییر بنیادی مدل‌های تجاری و ارائۀ مزیت رقابتیِ قابل‌توجه مشاهده کرده‌اند. آن‌ها مایلند استفاده‌ای خلاقانه و راهبردی از فناوری نمایند تا به مزیت رقابتی دست یابند و مدعی هستند که مایلند رهبرهایی در عرصۀ فناوری اطلاعات داشته باشند که قالبِ ارائۀ خدمت را بشکنند، مدیریتی تهاجمی‌تر داشته باشند و با مدیران عامل در راستای یک آیندۀ دیجیتالِ جدید، همکاری کنند. خب پس چرا این اتفاق نمی‌افتد؟ بگذارید نگاهی به داده‌ها بیاندازیم. در سالی که این کتاب منتشر شد، بیش از ۴۵۰۰ مدیر فناوری اطلاعات، آزمونِ گرگ را انجام داده‌اند تا «نمایۀ حیوانیِ حادِ» خود را مشاهده کنند. شما نیز می‌توانید با مراجعه به آدرس اینترنتی gartner.com/wolfquiz در این آزمون شرکت کنید و تشویق‌تان می‌کنم پیش از خواندن این کتاب، این آزمون را انجام دهید. در مباحثه‌ای که اخیراً با یک مشتری داشتم، به او گفتم که تقریباً ۴۷ درصد از مشارکت‌کنندگان در این نظرسنجی، تمایلاتِ گرگ‌گونه‌ای داشته‌اند. او پرسید: «پس چرا پیشرفتی نداشته‌ایم؟». دلیلش را می‌گویم. به آن دسته از مدیران ارشد فناوری اطلاعاتی که گرگ‌گونه هستند، گفته می‌شود که این تمایلاتشان اشتباه و نادرست است و آن‌ها باید به همان قالبِ یک مدیر سرویس‌دهنده بازگردند. متأسفانه بسیاری از آن‌ها هم همین کار را انجام می‌دهند. مدیران ارشدشان و همکاران تجاری‌شان که مدعیِ تمایل به داشتنِ رهبرهای IT هستند، دلشان برای سرویس‌دهنده‌هایی تنگ می‌شود که هر کاری را که بهشان گفته می‌شده، انجام می‌داده‌اند. یا اینکه به جای استقبال از یک شکارگرِ جدید درون گروهشان، این شکارگر را تهدیدی برای خودشان تلقی می‌کنند.نه مدیران ارشد IT و نه مدیران عامل، هیچکدام پویایی‌های مدیریت واقعی را درک نمی‌کنند؛ پویایی‌هایی که نیازمند تغییرند تا مدیران IT به موفقیت برسند و شرکت‌ها از فناوری جهت برنده‌شدن استفاده کنند. به منظور تحققِ هر دوی این نتایج مثبت، مدیران IT و همکارانشان باید چند واقعیت ساده را بپذیرند. نخست اینکه شکارگران فقط با سایر شکارگران شریک شوند. شکارگران با طعمه‌ها شریک نشوند. سرویس‌دهنده‌ها طعمه محسوب می‌شوند. شکارگران طعمه را می‌خورند. آن‌ها با طعمه‌ها بازی می‌کنند. آن‌ها با طعمه‌ها شراکت نمی‌کنند. من با چند مدیر غیرِ IT صحبت کرده‌ام که گفته‌اند «مدیر IT من یک رهبر نیست؛ او فقط همان کاری را انجام می‌دهد که از او خواسته شده است». این مدیران به واقعیتیِ ناخوشایند اشاره می‌کنند مبنی بر اینکه وقتی ما کاری را انجام می‌دهیم که سایرین به ما می‌گویند انجام بده، ما نامرئی می‌شویم. رهبرها نامرئی یا خیلی انعطاف‌پذیر نیستند، آن‌ها حضور خاص خودشان را دارند. دوم اینکه، رهبرهای IT از پذیرش نقش شکارگر اکراه دارند. شکارگرها ترسناک هستند؛ بنابراین بد هستند، اینطور نیست؟ اشتباه است. صرفاً به این دلیل که شما ترسناک هستید، به این معنا نیست که فردی بد هستید؛ اما در شرایط دشوار، اگر ترسناک باشید، من مایلم شما را در کنار خودم داشته باشم.

کلید واژه‌ها: در آرزوی این باشید که تبدیل به یک مدیر ارشد فناوری اطلاعاتِ گرگِ ماکیاولیایی شوید، بر سه اصل گرگینه‌ای ماکیاولیاییِ ضروری تسلط یابید: قدرت، نیرنگ‌بازی و جنگاوری، قدرتتان را تصدیق کنید و آنرا بصورت نمایی افزایش دهید، اولویت‌بندی با قدرت و ظرافت، نمایش قدرت، با خُرخُر کردن خوشنامی‌تان نه غرش ‌کردنِ خوشنامی‌تان، اطمینان حاصل کن هیچ‌کس جز تو، کنترل اوضاع را در اختیار نداشته باشد، دنبال پول باشید، اما نگذارید گول‌تان بزند، گرگ‌های قوی‌تر را بشناسید و بدانید چه موقع باید یک بره باشید، استفاده از نیرنگ‌بازی یا ریسکِ نیرنگ خوردن، با همکاران مانند دوستانتان رفتار کنید، اما فرض را بر این بگذارید که دشمنانتان هستند، از اطلاعات به عنوان یک سلاح استفاده کنید و تفنگی که به سمت‌تان نشانه رفته است را پُر نکنید، حواستان باشد که یک قهرمان، غالباً یک آتش‌افروز است، بنابراین باعث شعله‌ورتر شدن آتش نشوید، بی‌پروا دیگران را از اتلاف وقتِ بخش فناوری اطلاعات، بر حذر دارید، قدرت گرگ را با تاکتیک‌های نیرنگ‌بازی ادغام کنید تا مقدار تأثیر را به حداکثر برسانید، بر جنگ‌های چندسویه مسلط شوید تا شرکت و فناوری اطلاعاتش را توسعه دهید، فرماندهان را مشارکت دهید تا قدرت و نیرنگ‌تان افزایش یابد، اتحادهایی محکم شکل دهید، اما روش‌های مناسبی انتخاب کنید، در جبهه‌های متعدد مبارزه کنید تا از دشمن یا از خودتان ضربه نخورید، خلق تسلیحاتِ تخریب جمعی از طریق نیرنگ‌بازی، یک پنجه‌تان را جلوتر از پنجۀ دیگر بگذارید