داستان‌هایی که اعداد تعریف نمی‌کنند

اشتراک گذاری:

داستان‌هایی که اعداد تعریف نمی‌کنند

دسته:

عنوان کتاب:

داستان‌هایی که اعداد تعریف نمی‌کنند

نویسنده: اصغر مولائی سرلک چیوائی
ناشر: کتیبه نوین
قطع کتاب: رقعی
شابک: 978-622-307-703-6
تعداد صفحه: 140

قیمت محصول:​

معرفی کتاب: سال‌ها کار در فروش و مدیریت به من یاد داد که پشت هر عدد، یک آدم ایستاده است.

پشت یک فروش موفق، شاید فروشنده‌ای باشد که ساعت‌ها برای قانع کردن یک مشتری وقت گذاشته.

پشت یک افت فروش، شاید تیمی باشد که انگیزه‌اش را از دست داده.

پشت یک شکایت، شاید مشتری‌ای باشد که فقط می‌خواسته کسی حرفش را بشنود و پشت یک تصمیم مدیریتی، گاهی سرنوشت یک آدم یا حتی یک تیم قرار دارد.

اما این کتاب فقط حاصل سال‌ها کار و مدیریت نیست.

من از سال‌ها قبل، در جمع دوستان و همکارانم، به تعریف کردن خاطراتم معروف بوده‌ام. دوستانم همیشه می‌گفتند خاطرات را طوری تعریف می‌کنم که حتی یک اتفاق معمولی هم می‌تواند تبدیل به یک داستان شنیدنی شود؛ داستانی که آدم را تا آخر با خودش می‌کشد.

شاید همین باعث شد یک روز به خودم بگویم:

چرا این خاطرات فقط در جمع دوستان و همکارانم باقی بمانند؟

بسیاری از اتفاق‌هایی که در طول سال‌های کاری برایم افتاده‌اند، در همان لحظه شاید فقط یک اتفاق ساده به نظر می‌رسیدند؛ اما وقتی زمان گذشت و به آن‌ها نگاه کردم، دیدم تقریباً پشت هرکدامشان یک درس مدیریتی، یک تجربه انسانی یا یک نکته درباره فروش و کسب‌وکار پنهان شده است.

اما آنچه در قلب این داستان‌هاست، واقعی است.

احساس‌ها واقعی‌اند.

چالش‌ها واقعی‌اند.

اشتباه‌ها واقعی‌اند.

تصمیم‌ها واقعی‌اند.

و درس‌هایی که از آن‌ها گرفته‌ام، واقعی‌اند.

در این کتاب قرار نیست از یک مدیر بی‌اشتباه صحبت کنم.

اتفاقاً برعکس.

می‌خواهم از تصمیم‌هایی بگویم که درست بودند، تصمیم‌هایی که دیر گرفته شدند و تصمیم‌هایی که شاید اگر به گذشته برگردم، جور دیگری می‌گرفتم.

روزی که مجبور شدم به یکی از بهترین‌ها «نه» بگویم.

روزی که فهمیدم دیگر نباید خودم همه کارها را انجام بدهم.

روزی که شاگردم از من جلو زد.

روزی که فهمیدم یک مشتری عصبانی، لزوماً مشتری بدی نیست.

روزی که یک شکست اتفاق افتاد، اما هیچ‌کس درباره‌اش حرف نزد.

این‌ها فقط خاطره نیستند.

هر کدامشان برای من یک کلاس درس بودند؛ کلاس‌هایی که شهریه‌شان گاهی با اشتباه، گاهی با شکست، گاهی با از دست دادن یک مشتری و گاهی با از دست دادن یک همکار خوب پرداخت شد.

در طول این سال‌ها، آدم‌های زیادی به من چیزی یاد دادند؛ حتی اگر خودشان هیچ‌وقت نفهمیدند که معلم من بوده‌اند.

مشتری‌ها به من یاد دادند:

فروش، قبل از اینکه معامله باشد، اعتماد است.

کارکنان به من یاد دادند:

مدیر خوب کسی نیست که همه کارها را خودش انجام دهد؛ کسی است که آدم‌هایش را آن‌قدر رشد دهد که بدون او هم بتوانند تصمیم بگیرند.

شکست‌ها به من یاد دادند:

گاهی یک عدد خوب در گزارش، می‌تواند یک واقعیت بد در کسب‌وکار را پنهان کند و موفقیت‌ها به من یاد دادند:

هیچ مدیری به‌تنهایی موفق نمی‌شود.

این کتاب، حاصل سال‌ها نشستن پشت میز مدیریت نیست؛

حاصل سال‌ها ایستادن کنار آدم‌هاست.

کلیدواژه‌ها: مدیریت فروش، فروشندگی، فروش؛ وقتی عدد کافی نیست، مدیریت؛ پشت هر عدد، یک آدم، آدم‌ها؛ چیزی که در گزارش‌ها دیده نمی‌شود، مدیر بودن؛ وقتی خودت دیگر مرکز ماجرا نیستی، شکستی که هیچ‌کس درباره‌اش حرف نزد

نقد و بررسی‌ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “داستان‌هایی که اعداد تعریف نمی‌کنند”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

محصولات پیشنهادی