معرفی کتاب: تام بیشتر وقتش را در حیاط خانهشان به بازی سر میکرد و دلش برای شکوفههای درخت سیب که تازه غنچه باز کرده بودند، میتپید.
اما یک روز، وقتی دید شتهها با مکیدن شیرهی گلها دارند به شکوفهها لطمه میزنند، دلش آشفت و نگرانی وجودش را گرفت.
در همان حال، متوجه مورچههایی شد که از تنهی درخت بالا میخزیدند؛ چون آنها هم به مزهی شیرین شکوفهها علاقه داشتند…
کلیدواژهها: حشرهها، درختها، همزیستی، داستانهای علمی، داستان
نقد و بررسیها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.